سفری به قونیه در ترکیه

موزه آك شهر در اثر حفاريهاي انجام شده در منطقه تاريخي آق شهر، آثار تاريخي متعلق به دوره نتئوليتيك (فرسنگي) پيدا شده است.

اين مكان شاهد سكونت اقوام مختلفي بوده و به علت اينكه در مسير گذرگاههاي مهم قرار دارد آسيبهاي زيادي به اين شهر وارد شده است. آك شهر در منطقه فريگياپارور واقع شده است. نام قديمي اين شهر فيلومليون بوده است. بر روي سنگ ميل پيدا شده در نزديكي مركز قلعه «فيلومليون» نوشته شده است. اين اثر سنگي تنها اثر نوشته شده اسن شهر ميباشد و در موزه باستان شناسي به نمايش درآمده است. اين شهر به علت داشتن مكانهاي تاريخي، طبيعي، تجاري از جمله مناطق مهم آناتولي مركزي محسوب ميشود.

آدرس: قونيه، آك شهر، خيابان دكتر عزيز پركون، پلاك ۸۴

موزه باستان شناسي (تاش مدرسه)

 فعاليتهاي موزه آك شهر مسئول از سوي اداره فرهنگ به منظور نظارت بر كار جمع آوري و حفظ آثار منطقه شروع شد. اين آثار در مسجد عمارت نگهداري ميشد. به علت عداوت مسلمانان در مسجد غارت آثار موجود در اين مكان در سال ۱۹۵۰ به تاش مدرسه منتقل شد. و با انتخاب شدن مسئول آن در سال۱۹۶۰ اين موزه رسما كار خود را شروع كرد و بعد از كار بازسازي و تعميرات سرانجام در ۸ ژوئن ۱۹۶۵ براي زيارت عموم آماده شد. تاش مدرسه به شكل مدرسه دارالفنون ساخته شده و داراي مسجد، آرامگاه، خانقاه، عمارت و چشمه مياشد. اين مدرسه در سال۱۲۵۰ به دستور فخرالدين علي فرزند رئيس الوزرا اميرداد صاحب آتا فرزند سلطان كيخسرو دوم ساخته شد. اين مدرسه داراي يك حياط باز و چهار ايوان مي باشد. در سنگي و ايوان اصلي آن در محور شمال به جنوب، دو ايوان آن به شكل عمودي ساخته شده و ايوان جنوبي آن به شكل اتاق درآمده است. در دو سوي حياط وسط آن رواق هاي ساخته شده از بهترين نوع مصالح قرار گرفته است. در سمت راست در تاج پنج اتاق وجود دارد. آرامگاه در قسمت راست در ورودي است. اين آرامگاه به شكل مربع بوده و در زير آن يك كريپتاس وجود دارد. در پايين گنبد نقوش هندسي و خطوط كوفي نقش بسته است. اطراف اين طرحها و خطها با موزاييك چيني آراسته گشته است. شبيه اين شكل در وسط گنبد نيز به چشم ميخورد. در اين موزه انواع اثرهاي تاريخي از دوره نئوليتيك تا قرن نوزدهم ميلادي وجود دارد كه البته اين اثر متعلق به دوره عثمانيها و سلجوقيان ميباشد. سنگ قبرهاي برجسته متعلق به دوره سلجوقيان از اهميت ويژه اي برخوردار است. اين اثرها از آك شهر و اطراف آن جمع آوري شده است.

آدرس: قونيه، خيابان لارنده تلفن: ۳۵۱۳۲۰۷(۰۳۳۲)

حوض يالبورت هيت هيت


اين حوض در ۲۳ كيلومتري شمال منطقه ايلگين در مركز يالبورت قرار گرفته است. اين قسمت در اثر حفاريهاي انجام گرفته از سوي تيم باستان شناسي راجع تميزر مدير موزه تمدنهاي آناتولي نمايان شد.

(سالهاي ۱۹۷۵ و ۱۹۷۳ و ۱۹۷۲ حفاريهاي صورت گرفته است). اين حوض به شكل مستطيل مي باشد. بر روي رديف سنگي آن ۳۲ عدد بلوك ساخته شده از كالكر كه روي آنها با خطوط تصويري مزين گشته وجود دارد. بر روي يكي از اين بلوكهاي زيبا نام پادشاه بزرگ توت حالياي پنجم ديده مي شود. اين نوشته اطلاعات خوبي در رابطه با كارها و اقدامات توت حالياي پنجم و همچنين تاريخ هيت هيت ها در اختيار ما ميگذارد. اين حوض از سوي پادشاه بزرگ هيت هيت ساخته شده در گذشته به عنوان مكان برگزاري آيينهاي ديني مورد استفاده قرار مي گرفته است.

 موزه قرارگاه جبهه غربي آك شهر

بعد از پيروزيهاي جنگ ميدان ساكاريا دشمن در شرق خط افيون- اسكي شهر موضع گرفت. اين موضع دشمن باعث شد كه قرارگاه جبهه غرب از روستاي آلاگوز به آك شهر منتقل شود. (۱۸ نوامبر ۱۹۲۱) كه بعدا هم به ساختمان شهرداري منتقل شد. تمام طرحها و نقشه هاي جنگ در اين قرارگاه پايه ريزي مي شد. آتاتورك چندين بار در اين ساختمان بر جنگ نظارت و كنترل داشته است. اين بنا در فاصله سالهاي ۱۹۰۵-۱۹۰۴ در زمان شهردار بوستان بيگ ساخته شد. اين بنا دو طبقه بود و از سنگ، آجر و بغدادي ساخته شده است. بر روي ديوار دكانهاي واقع در قسمت جنوب و شرق طبقه همكف آن در لوح ويژه بويوك تعرض با تكنيك agrofito ايجاد شده است. اين قرارگاه اميد و مجادله در سال ۱۹۶۵ به ساختمان ديگر شهرداري منتقل شد و اين ساختمان به وزارت فرهنگ واگذار گرديد. پس از يك سري تعميرات و بازسازي در ۵ ژوئيه سال ۱۹۶۶ به موزه تبديل شد. در طبقه همكف آنبخشهاي اداري موزه موجود مي باشد. در طبقه بالا وسايل و ابزارهاي به جامانده از زمان قرارگاه و اتاقي كه زماني مكان كار آتاتورك و تصميم گيريهاي بويوك تعرض بود وجود دارد. در دو طرف اين دو اتاق ديگري كه مكان كار عاصم گوندوز رئيس ستاد مشترك و عصمت اين اونو بوده جاي گرفته است. مجسمه مومي عصمت اين اونو بر روي ميز كار آن ديده ميشود. در داخل ويترينهاي اتاق واقع در گوشه شمالي ابزارهاي شخصي و اهدايي و همچنين سلاحهاي متعلق به آتاتورك به نمايش درآمده است. در چهار اتاق ديگر بيوگرافي هاي افسران قرارگاه‏ گزيده هاي سخنراني هاي آتاتورك، لوحها، عكسها، نقشه ها و اسناد و اسلحه ها به نمايش درآمده است.

موزه مولانا

جاي درگاه مولانا از سوي سلطان علاالدين كيقباد به سلطان العلما بهاالدين ولد اهدا شد. سلطان العلما در ۱۲ ژانويه ۱۲۳۱ در اين مكان به خاك سپرده شد. بعد از مرگ سلطان العلما عده اي از دوستداران وي به حضور مولانا مي رسند و از ايشان ميخواهند كه بر روي قبر پدرش مقبره اي بسازند، اما او با گفتن اينكه «آيا غير از گنبد آسمان مقبره ديگري نيز وجود دارد» پيشنهاد آنها را رد ميكند. بعد از مرگ مولانا پسرش سلطان ولد اقدام به ساخت مقبره در اين محل ميكند. اين مقبره چهار ستوني توسط معمار بدرالدين تبريزي در مقابل پرداخت ۱۳۰۰۰۰ درهم سلجوقي ساخته شد (قبه خضرا). تا قرن نوزدهم ميلادي همواره بخشهايي به اين موزه اضافه مي شده است. اين مقبره و درگاه در سال۱۹۲۶ تحت عنوان موزه آثار عتيقه قونيه فعاليت خود را شروع كرد. و در سال۱۹۵۴ نام موزه به موزه مولانا تغيير يافت. مساحت موزه و حياط آن حدود ۶۵۰۰ متر مربع مي باشد كه اين ميزان با اضافه شدن مجموعه گل باغچه به ۱۸۰۰۰ مترمربع افزايش يافت. ورودي حياط موزه از در درويشان مي باشد. در سرتاسر امتداد غربي و شمالي حياط حجره هاي درويشان موجود است. در امتداد جنوبي آن مطبخ‏ آرامگاه خرم پاشا و در انتهاي اين مسير در خاموشان وجود دارد. اين در به قبرستان اوچلر منتهي مي شود. در قسمت شرق حياط هم، آرامگاه هاي حسن پاشا، خاتون فاطمه، سينان پاشا، سماخانه، مسجد و همچنين قبه هاي خانواده مولانا موجود مي باشد. وجود حوض فواره آب (در سال ۱۵۱۲ از سوي ياوز سلطان سليم ساخته شد). حوض شب عروس و چشمه سلسبيل به حياط موزه اهميت ويژه اي داده است.

 اتاق تلاوت

 تلاوت يك يكلم عربي بوده و به معني خواندن قرآن با صداي خوش و بدون اشتباه مي باشد. به خاطر اينكه در اين مكان در گذشته قرآن كريم خوانده مي شد به آن اتاق تلاوت گفته ميشود. در اين اتاق آثار خوشنويسي هاي مصطفي راقم، محمود جلال الدين، خلوصي و يساري زاده و تابلوي خوشنويسي سلطان محمود دوم به نمايش در آمده است. بر روي در گوموش اين بيت فارسي متعلق به ملاجامع كه توسط يساري زاده نوشته شده ديده ميشود:

كعبه عشاق باشد اين مكان هر چه نقص آمد شد.

اينجا آرمان (اين مكان كعبه عشاق شد. هر نقصي در اينجا به كمال رسيد) حضور پير (تربت) در نقره اي تعبيه شده در محل ورودي سالن در سال ۱۵۹۹ از سوي پسر حسن پاشا (پسر سوكوللو محمد پاشا ساخته شده است. در ويترين موجود در اين مكان دو اثر مشهور مولوي به نامهاي مثنوي و ديوان كبير به نمايش درآمده است. در سالن مقبره، سه قبه كوچك به چشم ميخورد. قبه سومي به قبه پست نيز معروف بوده و از طرف شمال به قبه سبز متصل است. سالن قبه از طرف شرق، جنوب و شمال با ست بلندي محاط شده است.

در دو ست بلند شمالي اين سالن صندوقهاي مربوط به ۶ سردار خراساني جاي گرفته است. كاسه (نيسان) مربوط به ابوسعيد بهادر (از حكمرانان ايلخاني)در ست پاياني صندوق به نمايش درآمده است. علاوه بر اين دو لوح كه حاوي اساس فلسفه و تفكر مولاناست در اين مكان به چشم ميخورد. لوح اولي به زبان تركي و چنين است: يا همان طوري كه هستي باش، يا هماني باش كه به نظر مي رسي.

حضرت مولانا

 در لوح دومي نيز يك رباعي فارسي نقش بسته است:

 بازآ، بازآ، هر آن كه هستي بازآ

گر كافر و گر مجوس و بت پرستي بازآ

 اين درگه ما درگه نوميدي نيست

صد بار اگر توبه شكستي بازآ


حضرت
مولانا

بر روي ستي كه از شرق سالن به جنوب آن كشيده شده است، ۵۵ قبر از نوادگان مولانا كه ده تاي آنها مربوط به زنان است، جاي گرفته است. همچنين قبر ده نفر از مريدان مولانا همچون حسام الدين چلبي، صلاح الدين زركوبي و شيخ كريم الدين در اين مكان جاي دارد. در داخل صندوقهاي جاي گرفته بر روي قبر زنان سكه گذاشته است. درست در زير قبه سبز، قبر مولانا به همراه قبر پسرش سلطان ولد جاي گرفته است. صندوقهاي مرمر موجود بر روي اين دو قبر در سال ۱۵۶۵ از سوي قانوني سلطان سليمان ساخته شده بود. سطح سيم بافي شده و طلايي اين صندوق درسال۱۸۹۴ از طرف سلطان عبدالحميد دوم انجام گرفته است. صندوق چوبي موجود بر روي قبر پدر مولانا (بهاالدين ولد) در سال ۱۲۷۴ به عنوان يادواره اي براي مولانا ساخته شده است. پس از ساخته شدن صندوق مرمر از سوي سلطان قانوني درسال ۱۵۶۵ براي قبرهاي مولانا و سلطان ولد اين صندوق چوبي كه بر روي قبر مولانا قرار داشت، بر روي قبر پدرش انتقال يافت.

 سماع خانه

بخش سماع خانه و مسجد در قرن ۱۶ از سوي سلطان سليمان قانوني بنا نهاده شد. رقص سماع در سماع خانه تازمان موزه شدن اين محل تا سال ۱۹۲۶ ادامه داشته است. كرسي نعت محل نشستن موزيسينها حجره مطلوب به همراه محافل مردان و زنان دكور اوليه خود را همچنان حفظ كرده‌اند. در برخي قسمتهاي ديواره‌هاي سماع خانه قاليهاي تاريخي به همراه ويترينهاي حاوي آثار فلزي و چوبي به چشم مي‌خورند.

 مسجد در محل ورودي مسجد دري به نام چراغ تعبيه شده است. در بخش سماع خانه «حضور پير» درهاي كوچكي وجود دارد كه آنها به داخل مسجد باز مي‌شوند. در اين قسمت محفل موذن و كرسي مثنوي‌خوان شكل ابتدايي خود را حفظ كرده است. بر روي ديوار جنوبي مسجد قالي بسيار گرانبهاي به همراه نمونه‌هايي از درهاي چوبي به نمايش گذاشته شده است. در ده ويترين موجود در داخل مسجد نيز نمونه‌هايي از جلد، خط و تذهيب به چشم ميخورند.

بخش قالي و پارچه- حجره‌هاي درويش

در محوطه جلويي قبه مولانا ۱۷ حجره وجود دارد. اين حجره‌ها در سال ۱۵۸۴ از طرف سلطان مراد سوم جهت اقامت درويشان ساخته شده است. چهار تاازين حجره‌ها به عنوان بناي اداري مورد استفاده قرار مي‌گيرند. دو حجره از سيزده حجره موجود در محل ورودي قبه با عنوان حجره مثنوي‌خوان و پست‌نشين به همراه اشياي اورجينال شان به نمايش گذاشته شده است. دو حجره پاياني نيز مربوط به كتابهاي اهدايي عبدالباقي گول پينار و دكتر محمود اوندر است. امروزه به عنوان كتابخانه از آنهااستفاده مي‌شود. با از ميان برداشتن ديوارهاي مرتبط ۹ حجره ديگر دو كريدور تودرتو به وجود آمده است. در يكي از اين كريدورها قاليهاي تاريخي مربوط به شهرهاي كولا، گوردش، اوشاك، كرشهر و در كريدور ديگري نيز قاليهاي تاريخي مربوط به مناطق لاديك، كارامان، كاراپينار و سيا كه از توابع قونيه هستند، به نمايش گذاشته شده است. در ويترينهاي موجود در خانه هاي خالي در پنجره هاي اين حجره‌ها اشيايي همچون ماشه (بازارجي)، متكا و نفير كه از قبه مولانا آورده شده‌اند به همراه پارچه‌هاي بسيار گرانبهاي بورسا به چشم مي‌خورند.

بخش مطبخ

 اين مطبخ در گوشه جنوب غربي موزه قرار گرفته و در سال ۱۵۸۴ از طرف سلطان مراد سوم نهاده شده است. اين محل تاقبل از تبديل بقعه به موزه تا سال ۱۹۲۶ به عنوان محل تامين مايحتاج غذايي مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. ساختمان نمايش اين بنا پس از مرمت و بازسازي در سال ۱۹۹۰ دوباره مورد استفاده قرار گرفت. در اين محل كه براي پخت و پز كاربرد داشته است آداب غذا خوردن با مانكن‌ها به نمايش درآمده است. همچنين در اين محل رقصهاي سماع آموزش داده مي‌شود. مولانا (۱۲۷۳-۱۲۰۷) مولانا در ۳۰ سپتامبر ۱۲۰۷ در شهر بلخ خراسان چشم به جهان گشود. نام پدر مولانا سلطان العلما بهاالدين ولد فرزند حسين خاطب از اشخاص برجسته و بزرگوار بلخ مي‌باشد. نام مادر ايشان مومنه خاتون دختر ركن‌الدين امير بلخ مي‌باشد. بهاالدين ولد به علت برخي مسايل سياسي و استيلاي مغولها مجبور به ترك اين شهر در سال ۱۲۱۲ و يا ۱۲۱۳ به همراه خانواده‌اش گرديد. وي ابتدا در شهر نيشابور مدت كوتاهي ماند. در آنجا با فريدالدين عطار نيشابوري آشنا شد. در اينجا مولاناعليرغم اينكه خيلي كوچك بود، توجه عطار را به خود جلب كرد.

مديريت كل موزه‌ها و بقاع

 آثار مولانا

 مثنوي:

مثنوي در ادبیات كلاسيك شرق نام يك قالب شعري است. در ادبيات به نوعي از نظم كه تمام ابيات آن داراي وزن يكساني است اما قافيه هر بيت با ديگري تفاوت دارد مثنوي نام نهاده شده است. هنگامي كه داستانها و موضوعات طولاني براي آوردن در شعر مورد استفاده قرار مي‌گرفت به دليل آثاني قافيه قالب مثنوي ترجيح داده مي‌شد. مثنوي هر قدر هم در ادبيات كلاسيك شرق نام نوعي قالب شعري باشد، وقتي نام مثنوي به زبان جاري مي‌شود «مثنوي مولانا» به ذهن خطور مي‌كند. مولانامثنوي را به خواهش حسام‌الدين چلبي نوشته است. همان طور كه حسام الدين چلبي كاتبي گفته است مولانا ابيات مثنوي را در هنگام گردش، نشستن، در حال راه رفتن، حتي در هنگام سماع ميگفته است. حسام الدين چلبي هم مي‌نوشته است. مثنوي به زبان فارسي است. در حال حاضر بر اساس قديمي‌ترين نسخه مثنوي موجود در موزه مولانا كه در تشهير يافت شده و به تاريخ ۱۲۷۸ است، شمار ابيات مثنوي ۲۵۶۱۸ بيت مي‌باشد. وزن مثنوي فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلن مي‌باشد. مولانا در مثنوي ۶ جلدي خود افكار و انديشه‌هاي صوفيانه‌اش را به صورت داستانهاي مرتبط به يكديگر بيان ميكند.

 ديوان كبير

 به دفتر اشعار گردآوري شده شاعران «ديوان» گفته مي‌شود. «ديوان كبير» به معني دفتر بزرگ و ديوان بزرگ است. تمامي اشعار مولانا كه در موضوعات مختلف نوشته شده است، در اين ديوان موجود است. با وجود اينكه ديوان كبير به زبان فارسي است، اشعار عربي، تركي و رومي را نيز در خود جاي داده است. ديوان كبير با كنار هم قرار دادن ۲۱ ديوان كوچك (بحر) و ديوان رباعي تشكيل شده است. شمار ابيات ديوان كبير افزون بر ۴۰۰۰۰ بيت است. به خاطر اينكه مولانا بعضي از اشعار خود رادر ديوان كبير باتخلص شمس نوشته است به اين ديوان «ديوان شمس» نيز گفته مي‌شود. اشعار موجود در اين ديوان باتوجه به وزن و قافيه ترتيب‌بندي شده است.

 رسايل

 ۱۴۷ نامه اي را كه مولانا عمدتا براي نصيحت حكام سلجوقي و اشخاص بزرگ آن زمان و پاسخ به سوالات پرسيده شده از او و حل موضوعات ديني و علمي نوشته است، در برمي‌گيرد. مولانا در اين نامه‌هايش قواعد نامه‌نگاري را رعايت نكرده و همانطور كه سخن ميگفته نوشته است. در نامه‌هايش به كلماتي از قبيل «ارادتمند شما، مخلص» به هيچ وجه جايي نداده است. در خطابهايش جز در مورد القاب مقام و منصب بر اساس عقل و اعتقاد و كارهاي نيك مخاطبش راآنگونه كه شايسته وي است مورد خطاب قرار داده است.

فيه ما فيه

فيه ما فيه به معنی «هرچه هست در درونش هست» مي‌باشد. اين اثر شامل گفتگوهاي مولانا در مجالس مختلف است. گمان ميرود اين سخنان را پسرش سلطان ولد در يك كتاب گردآوري كرده است. اثر از ۶۱ بخش تشكيل مي‌شود. قسمتي از اين بخشها در خطاب به وزير سلجوقي «سليمان پروانه» نوشته شده است. در اين اثر به بعضي از رخدادهاي سياسي هم اشاره شده است. از اين رو اين اثر از جنبه‌هاي تاريخي اهميت بسياري دارد. در اين اثر موضوعاتي چون بهشت و جهنم، دنيا و آخرت، مرشد و مريد و عشق و سماع به كارگرفته شده است.

 مجالس سبعه

مجالس سبعه همانگونه كه از نام آن پيداست، از گردآوري شدن هفت وعظ مولانا در هفت مجلس به ميان آمده است. وعظهاي مولانا توسط حسام‌الدين چلبي و يا پسر مولانا سلطان ولد يادداشت شده است. اما بااين شرط كه محتوايش دست نخورده باقي بماند چيزهايي بر آن اضافه شده است. به احتمال قوي پس از مرتب شدن اثر، مولانا آن را تصحيح كرده است.

مولانا با قبول اين كه شعر وسيله‌اي براي بيان انديشه‌هايش است نه هدف وي، احاديثي را كه در هفت مجلس شرح داده است اينگونه موضوع‌بندي مي‌كند:

۱. راه نجات جوامعي كه از راه راست خارج شده‌اند.

۲. رهايي از گناه و بيداري از خواب غفلت از طريق عقل

۳. قدرت عقيده و اعتقاد

 ۴. توبه كنندگان و يابندگان راه راست كه بندگان محبوب خدا خواهند شد

 ۵. ارزش علم

 ۶. به خواب غفلت فرو رفتن

۷. اهميت عقل

 در اين هفت مجلس علاوه بر احاديث شرح داده شده اصلي ۴۱ حديث ديگر نيز آورده شده است. هر حديث انتخاب شده توسط مولانا اجتماعي است. مولانا در هفت مجلس خويش هر بخش را با «حمد وثنا» و «مناجات» آغاز كرده، موضوعات مورد بحث و ديدگاههاي صوفيانه‌اش را با داستانها و شعرهايش به حالتي مجذوب درآورده است. اين روش به همين طريق درنگارش مثنوي استفاده شده است.

 اداره كل موزه‌ها وميراث فرهنگي تركيه

 كليسترا

شهر قديمي كليسترا در ۴۵ كيلومتري جنوب غربي قونيه، در روستاي گوك يورد خاتون سراي قرار دارد. شهر خاتون سراي از توابع شهرستان قونيه مرام مي‌باشد.

 تاريخچه

 در نتيجه تحقيقات باستان‌شناسي در محدوده باستاني كليسترا آثار تاريخي متعلق به دورههاي يونان باستان و روم به دست آمده است. بر روي كتيبه گور متعلق به دوره روم باستان نام «كليسترا» به چشم ميخورد. اين كتيبه در قسمت پادري شيرخانه شرقي كشف شده است. اين شهر قديمي در دوره بيزانس همانند كاپادوكيا محل اسكان عده كثيري از انسانها در دل صخره‌ها بوده است. كليسترا بين شهرهاي قونيه- يالواچ در كنار جاده معروف كرال قرار دارد.عزيز پائوول كه نامش در انجيل آمده در حين سياحتهاي خود در آناتولي از اين شهر نيز عبور كرده است. قاصد پائولوس همچنين از مسير يالواچ به كليسترا رفته است. تيموتئوس نيز اهل كليسترا مي‌باشد. مردم منطقه به محلي كه كليستي سمبل در آنجا قرار دارد پائولونو مي‌گويند و اين از نام عزيز پائولوس گرفته شده است. اين منطقه نيز مورد كاوشهاي باستان‌شناسي قرار گرفته است. مردم ليسترا كه در دوره يونان باستان مسيحي شده بودند براي رهايي از غارتگريهاي پي در پي بت‌پرستان به كوهستان پناه مي‌برند و در آنجا شهر كليسترا را ايجاد ميكنند. هم اكنون در اين بخش مردم روستاي گوك يورد ساكن شده‌اند. يافته‌هاي باستان‌شناسي در اين منطقه حكايت از آندارد كه مردمان ترك در كنار اهالي بومي منطقه زندگي مي‌كرده‌اند. كار اصلي مردمان اين شهر قديمي دامداري بوده است.

 زندگي روزمره

مردماني گوك يورد به كار دامداري و كشاورزي مشغولند. به خاطر كوهستاني بودن منطقه بخشي از كارهاي كشاورزي آنها به وسيله حيوانات انجام ميشود. به همين علت در روستا قاطر، الاغ و اسب نگهداري ميكنند. در اين روستا به صورت انبوه كدو توليد ميشود. در مراسمات خانمهاي روستا با جمع شدن بر سر سفره‌ها به همديگركدو تعارف ميكنند و اين از قديم‌الايام به صورت يك رسم رايج شده است. در آشپزخانه‌هاي محلي انواع مشروبها، كمپوتها، ترشيها از آلو، آلوچه و بادام توليد ميشود. باغداري در منطقه بسيار رايج بوده و به همين خاطر در اين روستا به صورت انبوه دوشاب توليد مي‌شود. توليد اصلي به روش كلاسيك نقش مهمي در اقتصاد روستا دارد. زنان روستا در كنار مردان به كارهاي كشاورزي و دامداري مي‌پردازند. البته آنها به كار دوخت ودوز هم مشغولند.

مسير كليسترا

ارتباط با كليسترا از طريق جاده آسفالتي روستاي گوك يورد امكان پذير است. اين جاده در ۳۴ كيلومتري جنوب شرقي جاده آسفالتي خاتون سرا- قونيه قرار دارد.

 نحوه گردشگري در كليسترا

محل ورودي به شهر باستاني كليسترا از خاتون سراي، سنگفرشي شده است. راه كرال كه در شرق اين شهر واقع شده است به «دوريك موكي»مرتبط است. در محل ورودي به اين شهر برج كنترل ورود و خروج افراد بنا نهاده شده است. در جنوب اين روستا (شهر باستاني) يك شاپل جذاب و ديدني، چشم هر بيننده‌اي را به خود جذب مي كند. بناي اين شاپل صليبي است. در اطراف اين شاپل بناهاي ديگري نيزبه چشم ميخورد. در ادامه راه كرال و در طرف غرب باز هم يك برج كنترل ورود و خروج، كلانتري، آب انبار به همراه غار كاپچي كه در قديم محل ساخت كوزه و ديگ سفالي بوده است، به چشم ميخورد. نيازهاي ضروري در عمارت وسط روستا برطرف ميشود. در غرب عمارت اين روستا پس از گذر از آب انبار (كاتيرني) دره سويوتلو، شيره خانه ها و آبراهها، جاده به كليساي سمبل منتهي ميشود. در اين محل كه از طرف روستاييان به پائولونو معروف است گياهان متنوعي يافت ميشود. از اينجا به بعد در كنار جاده منتهي به بزرگترين آب انبار واقع شده در تپه آرديچلي به گورهاي صخره‌اي منطقه نكروپل مي‌رسيم. در طرف شمالي اين آب انبار دو شيره خانه در منطقه سويودلو دره قرار دارد.

 معماري

 معماري پنج بناي موازي اين شهر باستاني از دوره بيزانس جديد خبر ميدهد. اين بناها كه از دور به صخره ميمانند داراي حفره‌ها‏ هواكشها و سوراخهاي نورگير هستند، همچنين حالت استتار دارند. در بين اين بناها، بناهايي همچون كليسا، پاشل، آب آنبار، شيره‌خانه، برج نگهباني و … به چشم ميخورند. اين بناها از پايين تابه سقف سنگي مي‌باشند.

 زيباييهاي طبيعي

 در سراسر امتداد وادي روستاي گوك يورد صخره هاي آتشفشاني منظره هاي بديعي را همانند تپه هاي سوراخ دار به وجود آورده است كه چشم هر بيننده اي رابخود معطوف ميكند. مي توان در طبيعت اين روستا زيباييهاي چهار فصل را در كنار همديگر نظاره‌گر بود. در باغها و جنگلهاي اين سرزمين انواع درختان، مانند زبان گنجشك، آلو، آلوچه، سنجد، نسترن، گردو، بادام و ديگر درختان ميوه اي كه منظره هاي جالبي راپديد آورده اند ديده مي شوند. در اين منطقه انواع درختان خاردار وجود دارد كه ميوه هاي آنها مورد استفاده هاي پزشكي قرار ميگيرد. (Gilaborui-Viburum opulus) مردمان روستاي گوك يورد در مهمان نوازي بسيار مشهور هستند. به منظور استراحت توريستها در اين روستا يك عمارت روستايي عالي موجود مي‌باشد. در اين روستايك كانون سلامتي آماده ارائه انواع خدمات پزشكي- بهداشتي به توريستها مي‌باشد.