هنر معاصر در ترکیه

شاید بتوان گفت که دوران هنر جدید در ترکیه با آتاتورک آغاز شد، 

مبارزات ملّی به رهبری آتاتورک  نظر هنرمندان را به بخش آسیایی ترکیه جلب کرد، «نَمیک اسماعیل» نماینده هنر این دوران بود، تغییر خط توسط آتاتورک ، میان ترکیه جدید و فرهنگ عثمانی فاصله ایجاد کرد.

اواخر سده پانزدهم، درست زمانی که سلطان محمد فاتح چند نقاش ونیزی را به قسطنطنیه( استانبول امروزی) فرا خواند عثمانیان با هنر اروپایی آشنا شدند و نقاشی به نام جنتیله بلینی تک چهره ای از سلطان عثمانی کشید. در خاور زمین و شمال آفریقا، ترکیه نخستین کشوری بود که الگوهای هنر اروپایی را پذیرفت، در پی آن ترکیه نیز مانند سایر کشورها در زمینه اقتباس الگوها از کشورهای اروپایی با مشکلاتی روبرو شد. در سده نوزدهم نقاشان عثمانی قواعد طبیعت پردازی را به طور دقیق در آثارشان اعمال می کردند؛ مانند «عثمان حمدی» که آکادمی هنرهای زیبا را با همکاری استادان اروپایی در استانبول بنیان نمود و رییس آنجا شد. عثمان حمدی سبک غربی آن زمان را به طور کامل و دقیق آموخت، وی چهره نگاری و مردم نگاری را با روش هنر آکادمیک اروپایی اجرا می کرد. در این میان اولین فارغ التحصیلان آکادمی هنرهای زیبا از جمله «ابراهیم چَلّی» و «جلیل پاشا» آثاری تحت تاثیر امپرسیونیست ها ارائه می کردند، آنها پس از بازگشت از فرانسه مناظر بُسفُر را به سبک امپرسیونیستی نقاشی می کردند و خود را – گروه چَلّی – نامیدند، این گروه نسل بعدی هنرمندان ترکیه را آموزش دادند. همچنین نخستین انجمن هنری و انتشار مجله هنری توسط آنها موجب بنیانگذاری هنر معاصر ترکیه شد. مبارزات ملّی به رهبری آتاتورک  نظر هنرمندان را به بخش آسیایی ترکیه جلب کرد؛ “نَمیک اسماعیل” نماینده هنر این دوران بود؛ تغییر خط توسط آتاتورک ، میان ترکیه جدید و فرهنگ عثمانی فاصله ایجاد کرد. در این دوران تمام شاگردان گروه چلّی و نقاشان دیگر به سبک های فوویسم و کوبیسم و اکسپرسیونیسم روی آوردند؛ گروههای ” انجمن مستقلان” ، ” گروه D ” ، ” گروه نو” ( یِه نیلر) در عرصه هنر ترکیه ظاهر شدند؛ این گروهها ارتباط میان نقاشان عثمانی را با نقاشان دوران فعلیشان به طور کامل قطع کردند. سیر تحول و رشد هنر در هر منطقه از این کره خاکی روندی خاص خودش دارد، روندی وابسته به طبیعت و رویدادهای تاریخی آن سرزمین، هنر معاصر ترکیه نیزمانند هنر سایر مناطق ، گاه از ریشه هایی بنیادین و گاه آمیخته با فرهنگ سرزمینی دیگر نمود کرده است و ثمره این آمیختگی در نگرشی نو در هنر ترکیه به وضوح نمایان است اعضای گروه مستقلان متمایز از یکدیگر کار می کردند و هریک شیوه خود را دنبال می کردند. مدتی بعد برخی از اعضای گروه مستقلان گرد هم آمدند و”گروه D ” را تشکیل دادند. از آنجا که نام انجمن نقاشان عثمانی (A) و نام انجمن هنرهای زیبا (B) و نام انجمن مستقلان (C) بود، آنها نام (D) را برای خود انتخاب کردند. در این میان نقاشی به نام نورالله برک از نقوش گلیم ترکی ترکیب بندی هایی با سبک کوبیست آفرید. نقاشیهایی که اعضای گروه (D) در طی سفرهای روستایی شان داشتند در دهه های بعد نیز پایدار بود؛ بهترین این نقاشیها متعلق به تورگورت زعیم است. وی تحت تآثیر هنرمند پاریسی ٓ ریورا –  بود. پس از آن گروه نو -که شامل نقاش، مجسمه ساز و طراح پوستر بود- در سال ۱۹۴۰ شکل گرفت؛ اعضای گروه نو به محتوا بیشتر از قالب اهمیت می دادند و معتقد بودند که هنر باید به مسایل اجتماعی بپردازد و انعکاسی از زندگی و کار عموم مردم باشد. پس از کودتای ۱۹۶۰ برخی از اعضای این گروه زندگی دهقانان و کارگران را با تصاویری تلخ و خشن به جامعه عرضه کردند و برخی دیگر از نقاشان  انتقادهایشان را با بیانی اکسپرسیونیستی اعلام داشتند.

نقاشان دهه ۱۹۶۰  در ترکیه به سه دسته تقسیم می شدند:

دسته اول: نقاشانی که به شیوه های گوناگون زبان انتزاعی داشتند.

دسته دوم: نقاشانی که با تکیه بر عناصر بومی از دنیای هنر همگانی و هم شکل فاصله گرفتند.

دسته سوم: نقاشانی که حد فاصل بین دو دسته اول بودند و صرفا به اصالت بیان شخصی تاکید داشتند.

در دهه ۱۹۷۰ تبلوری از آمیزش جلوه های جدید در هنر بود.

هنر مجسمه سازی نیز پس از تاسیس جمهوری ترکیه اهمیت پیدا کرد؛ نخستین یادمان دولتی در سال ۱۹۲۵ در استانبول برپا شد و با فرار رودلف بلینگ (مجسمه سازآلمانی) از آلمان نازی و اقامت او در ترکیه شرایط مناسبی برای رشد مجسمه سازی در ترکیه ایجاد شد.

از میان شاگردان او  «تورگوت پورا» و «شادی چَلیک»  به مجسمه سازی انتزاعی روی آوردند؛ پس از آن مجسمه سازان فراوانی با گرایشهای متفاوت فعالیت کردند، همچنین در سالهای اخیر انستالاسیون های «اِردَک اَکسل»  و «بِدری بیکم» موجب شد که این دو هنرمند شهرتی بین المللی بیابند.